خداحافظ، همین حالا...
اینجا
خدا بخواهد،
دیگر بهروز نخواهدشد!

مدتهاست که قصد رفتن دارم، اما این ممنوعیت مهاجرت به بیان از سوی ب*ل*ا*گ*ف*ا مانع بود!
حالا که میروم،
ب*ل*ا*گ*ف*ا بماند و خودش!
فقط بداند قوانین دنیای رقابت، آنجا که پای سودجویی شخصی در میان باشد، مهلک است!
بداند آن بازی که یکی از طرفین به تیم مقابل اجازهی حمله نمیدهد، برنده ندارد؛ اما به طور حتم بازنده آن تیمی است که از ترس باخت توپ را قایم کردهاست!!!
از این پس در ب*ی*ا*ن مینویسم:
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۱۰/۲۳ ساعت 9:0 توسط ناموس خدا
دنياى فاسد غرب خواست بروز زن را، شخصيت زن را در روشهاى غلط و انحرافى كه همراه با تحقير جنس زن است، به زور به ذهن دنيا فرو كند. زن براى اينكه شخصيت خودش را نشان بدهد، بايستى براى مردان چشم نواز باشد. اين شد شخصيت براى يك زن؟! بايستى حجاب و عفاف را كنار بگذارد، جلوه گرى كند تا مردها خوششان بيايد. اين تعظيم زن است يا تحقير زن؟ اين غرب مستِ ديوانه از همه جا بی خبر، تحت تأثير دست هاى صهيونيستى، اين را به عنوان تجليل از زن عَلم كرد؛ يك عده هم باور كردند. عظمت زن به اين نيست كه بتواند چشم مردها را، هوس هوسرانان را به خودش جلب كند؛ اين افتخارى براى يك زن نيست؛ اين تجليل زن نيست؛ اين تحقير زن است. عظمت زن آن است كه بتواند حجب و حيا و عفاف زنانه را كه خدا در جبلّت زن وديعه نهاده است، حفظ كند؛ اين را بياميزد با عزت مؤمنانه؛ اين را بياميزد با احساس تكليف و وظيفه؛ آن لطافت را در جاى خود به كار ببرد،آن تيزى و بُرندگى ايمان را هم در جاى خود به كارببرد.اين تركيب ظريف فقط مال زن هاست؛ اين آميزه ظريف لطافت و بُرندگى، مخصوص زن هاست؛ اين امتيازى است كه خداى متعال به زن داده است.